وقتی سال گذشته بازی Dragon Quest III HD را بررسی کردم، زیاد درباره اهمیت تاریخی آن برای سبک JRPG و دلیل مهم بودن انتشار دوبارهاش صحبت کردم. اما نکتهای که به آن اشاره نکردم، یکی از اصلیترین دلایل تأثیرگذاری آن بود: این عنوان نسبت به دو نسخه قبلی، از نظر وسعت، گیمپلی و روایت داستان پیشرفت چشمگیری داشت. با موفقیت فروش DQIII HD و جایگاه زمانی آن بهعنوان بخش نخست از سهگانهی افسانهای داستان اِردریک (Erdrick Trilogy)، تصمیم شرکت Square Enix برای ساخت نسخههای بازسازیشدهی HD دو بازی نخست کاملاً منطقی به نظر میرسید.
و حالا به اینجا رسیدهایم؛ جایی که Dragon Quest I و II HD Remake، دو فصل دیگر از سهگانهی اِردریک، با سبک گرافیکی جذاب Square Enix یعنی ترکیب تصاویر دوبعدی با پسزمینههای سهبعدی بازگشتهاند. پس از گذشت بیش از دو دهه، وقتی دوباره سراغ این دو بازی رفتم، از میزان تلاش سازندگان برای مدرنسازی آنها شگفتزده شدم — نه فقط در بخش گیمپلی، بلکه در بازآفرینی داستانی که قهرمانان در برابر نیروی شر برمیخیزند. حالا دیالوگهای بیشتری اضافه شده، صحنهسازیها پویاترند و روایت داستانی عمق بیشتری پیدا کرده است.
با این حال، با وجود تمام این پیشرفتها، در این مجموعه یک بازی بهوضوح تجربهای قویتر و جذابتر ارائه میدهد — هرچند هنوز به سطح کیفی نسخهی بازسازیشدهی سوم نمیرسد.
نقد و بررسی بازی Dragon Quest I & II HD Remake
اگر از طرفداران قدیمی مجموعه Dragon Quest باشید، دقیقاً میدانید که باید انتظار چه چیزی را داشته باشید: یک ماجراجویی کلاسیک فانتزی از جنس JRPG، پر از نبردهای نوبتی تصادفی، گشتوگذار در سیاهچالها، مأموریتهای جانبی و مبارزه با تاریکی به کمک روشنایی قهرمانانه.
در نسخه نخست، بازی Dragon Quest I & II HD Remake تمرکز کاملی بر روی یک قهرمان تنها دارد؛ شخصیتی که بدون هیچ همراهی، شجاعانه در برابر دشمنان میایستد. اما در Dragon Quest II سیستم گروهی مرسوم سری بهکار گرفته شده که باعث میشود نبردها تاکتیکیتر، پویاتر و بسیار سرگرمکنندهتر باشند. وجود همراهان بیشتر، هم تنوع مبارزات را افزایش میدهد و هم به بازیکن اجازه میدهد استراتژیهای متفاوتی را در میدان نبرد به کار بگیرد.
از نظر بصری و صوتی، این نسخه دقیقاً مانند Dragon Quest III HD Remake خیرهکننده است. محیطها با جزئیات چشمنواز بازسازی شدهاند، موسیقیهای کلاسیک با تنظیم ارکسترال جدید اجرا میشوند و طراحی گرافیکی با ترکیب زیبای کاراکترهای دوبعدی روی پسزمینههای سهبعدی جلوهای خاص پیدا کرده است. جزئیات کوچکی مانند موشهای کوچکی که در سیاهچالها میدوند یا انعکاس نور روی کف براق کاخهای سلطنتی، جلوهای زنده و خاطرهانگیز به بازی میدهند. حتی آیتمهایی که درون گلدانها یا صندوقها پیدا میکنید، هر کدام طراحی پیکسلی منحصربهفرد خود را دارند؛ نشانهای از عشق و دقتی که در ساخت این نسخه صرف شده است.
اما این بازسازی فقط یک تغییر ظاهری نیست. هرچند نسخههای اصلی Dragon Quest I و II پایهگذار سبک JRPG بودند، اما از دید امروزی بسیار ساده محسوب میشوند. شرکت Square Enix و استودیو Artdink در این ریمیک تلاش کردهاند با حفظ اصالت نسخههای کلاسیک، محتوا و جزئیات جدیدی به بازی بیفزایند تا تجربهای مدرنتر ارائه دهند. از لحاظ مکانیک گیمپلی، پیشرفتها چشمگیرند، اما از نظر روایت و روند کلی پیشرفت، نتایج کمی متغیر به نظر میرسند.
در بخش گیمپلی، بسیاری از بهبودهایی که در Dragon Quest III HD Remake دیده بودیم، اینجا هم وجود دارند: نقشههای کوچک برای تمام مناطق، مهارتهای جدید، دشمنان متنوعتر، نشانگر هدف بعدی، و امکان استفاده آزادانه از جادوهایی مانند “Zoom” برای سفر سریع. حتی میتوانید در منوی تنظیمات برخی از این امکانات را غیرفعال کنید تا تجربهای نزدیکتر به نسخه کلاسیک داشته باشید. سیستم پیشرفت نیز با افزودن اسکرولهای تکبار مصرف برای یادگیری مهارتها تغییر کرده تا حس جستوجوی گنج و تصمیمگیری تاکتیکی در Dragon Quest II پررنگتر شود.
با این حال، تغییرات داستانی در هر دو عنوان به شکل نامتوازنتری اثر گذاشتهاند. Dragon Quest I همچنان ساختار سادهای دارد، هرچند سازندگان با افزودن کاراکترها، دیالوگها، مکانها و حتی باسهای جدید تلاش کردهاند عمق بیشتری به داستان بدهند. حالا قهرمان تنها میتواند از جادوها و تواناییهای بیشتری بهره ببرد تا در برابر دشمنان سختتر دوام بیاورد. افزوده شدن مکانهایی مانند گارد سلطنتی Tantagel و روستاهای پریان و دورفها باعث شده ارتباط این نسخه با روایت کلی سهگانه محکمتر شود. حتی برخی مأموریتهای جدید مانند جستوجوی “کلید جادویی” مشکلات نسخه قدیمی (مثل خرید مداوم کلیدها) را برطرف کرده است.
با این حال، تلاش برای عمقبخشیدن به داستان Dragon Quest I همیشه موفق نیست. چون قهرمان تنهاست و دیگر شخصیتها چندان عمق شخصیتی ندارند، ارتباط احساسی با آنها شکل نمیگیرد و بخشهایی از محتوای جدید بیشتر به پرکردن زمان بازی شباهت دارد تا گسترش طبیعی دنیای آن. این موضوع در بخشهایی از بازی احساس تکرار و خستگی ایجاد میکند.
اما در مقابل، Dragon Quest II HD Remake عملکرد بسیار بهتری دارد. وجود گروهی از شخصیتها با دیالوگها و روابط متقابل باعث شده داستان عمق بیشتری بگیرد و روایت به مراتب جذابتر شود. بزرگترین تغییر در این نسخه، معرفی شخصیت جدیدی به نام پرنسس کاناک (Princess of Cannock) است؛ دختری جسور و پرانرژی که نقش تلفیقی از جادوگر و دزد را ایفا میکند. او هم در مبارزات تنوع ایجاد میکند و هم تعاملات داستانی را پررنگتر میسازد. وجود او تعادل نبردها را دگرگون کرده و در عین حال، نبرد با باسهای چالشبرانگیز همچنان نیازمند استراتژی دقیق است. گفتوگوها و واکنشهای اعضای گروه در طول داستان نیز جذابیت زیادی به تجربه بازی افزودهاند. هرچند Dragon Quest II HD Remake هم در بخشهایی اندکی کشدار میشود، اما بدون شک نسبت به بازی اول، عنوانی کاملتر و لذتبخشتر است.
نقد نهایی بازی Dragon Quest I & II HD Remake
یکی از مواردی که در هر دو بازی برای من آزاردهنده بود، سبک ترجمه و بومیسازی (Localization) آن است. تیم ترجمه در بازی Dragon Quest I & II HD Remake سعی کردهاند از سبک گفتار انگلیسی کهن (Old English) تقلید کنند؛ به همین خاطر در طول دیالوگها بارها کلماتی مانند thee، thou، thine و -eth دیده میشود. این موضوع در ابتدا شاید جذاب و بامزه به نظر برسد، اما خیلی زود تبدیل به موردی خستهکننده میشود. به نظر میرسد هدف آنها ایجاد حس نوستالژی از نسخههای اصلی NES یعنی Dragon Warrior I و II بوده که از همین سبک ترجمه برای تقویت فضای فانتزی قرون وسطایی استفاده کرده بودند.
اما این تصمیم نادیده میگیرد که نسخههای بعدی سری، بهدرستی این سبک دیالوگ را کنار گذاشتند، چون باعث کاهش ارتباط احساسی بازیکن با داستان میشود. بهعنوان کسی که همیشه از شوخطبعیها، ترجمههای خلاقانه و بازیهای کلامی عجیب و بامزه در نسخههای جدید Dragon Quest لذت بردهام، باید بگویم این نوع ترجمه برایم آزاردهنده بود — نه آنقدر که مانع تجربه بازی شود، اما بهاندازهای که در روند لذت از دیالوگها تأثیر بگذارد.
در نهایت، نگاه من به بازی Dragon Quest I & II HD Remake خلاصه میشود در این پرسش:
آیا این نسخه را نسبت به Dragon Quest III HD یا Dragon Quest XI پیشنهاد میکنم؟
جواب صادقانه این است: نه چندان.
هر دو عنوان ذکرشده تجربهای کاملتر و جذابتر هم برای طرفداران قدیمی و هم برای تازهواردها ارائه میدهند. این البته به معنای بیارزش بودن Dragon Quest I & II HD Remake نیست؛ بهخصوص نسخه دوم که تجربهای سرگرمکنندهتر دارد. شما مجبور نیستید ابتدا یکی را تمام کنید تا سراغ دیگری بروید، پس میتوانید آزادانه انتخاب کنید کدام را تجربه کنید.
با این حال، حتی با تمام ویژگیهای جدید و بهبودهای بصری و گیمپلی، این دو بازی در مقایسه با نسخههای مدرنتر سری Dragon Quest چندان درخشان نیستند. مخصوصاً نسخه بازسازیشدهی اول، که پتانسیل بالایی داشت اما بهنوعی از دست رفت.
بااینوجود، اگر به دنبال همان حس کلاسیک و دلنشین نبردهای نوبتی، فضاسازی فانتزی و جذابیت منحصربهفرد مجموعه Dragon Quest هستید، تجربه دوبارهی این دو ماجراجویی قطعاً خالی از لطف نیست.
نکات مثبت بازی Dragon Quest I & II HD Remake
تجربهای خیرهکننده از نظر بصری و صوتی:
گرافیک چشمنواز و موسیقی ارکسترال فوقالعاده، دنیای فانتزی مجموعه Dragon Quest را با جزئیاتی زنده و تماشایی به تصویر میکشند.
بهبودهای گیمپلی و قابلیت شخصیسازی بالا:
در بازی Dragon Quest I & II HD Remake تغییرات و تنظیمات فراوانی اضافه شده تا هر بازیکن بتواند تجربهای متناسب با سلیقه خود داشته باشد؛ از تنظیم سطح دشواری گرفته تا نحوه نمایش نقشهها و مهارتها.
افزوده شدن عناصر تازه در داستان و گیمپلی:
روایت و دنیای بازی حالا با مأموریتها، شخصیتها و صحنههای جدید غنیتر شدهاند تا عمق بیشتری به داستان اصلی و قهرمانان آن ببخشند.
نکات منفی بازی Dragon Quest I & II HD Remake
افزودنیهای داستانی بیهدف، مخصوصاً در نسخه اول:
برخی از تغییرات روایی در بازی Dragon Quest I & II HD Remake، بهویژه در قسمت اول، بیشتر شبیه محتوای اضافه و غیرضروری هستند که ارزش خاصی به داستان نمیافزایند و گاهی فقط باعث کشدار شدن روند بازی میشوند.
داستانهای ساده و قابل پیشبینی:
با وجود تمام بازسازیها و بهبودها، روایت اصلی هر دو بازی هنوز هم از نظر عمق داستانی بسیار سادهتر از استانداردهای امروزی بازیهای نقشآفرینی (JRPG) است.
سبک دیالوگ کهنه و خستهکننده:
استفاده مکرر از زبان انگلیسی قدیمی و واژههایی مانند thou و thee در دیالوگها، بیش از حد تصنعی به نظر میرسد و حالوهوای بازی را از تجربهای مدرن دور میکند. بهقول منتقدان: «بس است! اینجا فاینال فانتزی شش نیست!»